شنبه20خرداد91
سلام دختر نازم. ببخشید که خیلی دیر میام بهت سر می زنم. یه ذره حجم کاریم زیاده و سرم هم شلوغه. شما هم که این روزا مریضی و دارو مصرف می کنی.الهی بمیرم شب ها که بیدارت می کنم تا داروت رو بدم خیلی اذیت میشی. ظهر ها هم مجبورم بیام مهد و بهت دارو بدم. خلاصه این روزای ما با کار زیاد و مریضی هردو تامون خیلی سخت شده. آخه منم چند روز حالم خوب نبود. مامان حاجی هم خیلی برای ما دل نگرونی می کرد. دیگه شهر غریب و تنها بودن این درد سرها رو داره. حالا که خ...








